تبلیغات
!!! اینجا چراغی روشن است - (فروغ)
صدای انعکاس ثانیه های رفته ...
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

چشمان یک عبور

نظرسنجی


در درونم راه می پیمود

بر درونم سایه می افكند


همچو ابری بر بیابانی


می شنیدم نیمه شب در خواب


های های گریه هایش را


در صدایم گوش می كردم


درد سیال صدایش را


شرمگین می خواندمش بر خویش


از چه رو بیهوده گریانی


در میانه گریه می نالید


دوستش دارم, نمی دانی ...



نوشته شده توسط :بی خاطره
جمعه 4 اردیبهشت 1388-09:49 ب.ظ